علامت سوال !!!
بله همین علامت ساده و بی آلایش ...شاید برای هر کسی آشنا باشه و با دیدن شکلش چیز خاصی تو وجودش کشف نکنه و خیلی راحت از کنارش رد بشه ولی حتما برای هر کدوم از ما پیش اومده که سوالاتی تو دهنمون (جدا از اینکه جوابی براشون داشته باشیم یانه) داشته باشیم .
و از اینجا به بعده که اختلاف شروع میشه ممکنه برای بعضی سوالا جوابی نداشته باشیم و همینجوری بدون جواب توی ذهنمون بعد از کلی خاک خوردن به فراموشی سپرده بشه ...بله فراموشی!!!
ولی نه اشتباه نکنید این سوال به لطف روزمرگی ها (که خدا بگم چبکارش کنه) برای مدتی میره به دست فراموشی ولی شما و من میدونیم که فراموشی خیلی به حق الناس اعتقاد داره و دوباره بعد از مدتها که شاید مثلا داریم از آخر هفتمون لذت میبریم همینجور که در حال گوش دادن به موسیقی و خوردن یه نوشیدنیه گرم هستیم ...امانتمونو میاره و بهمون پسش میده تا جلوی لذت بیشترو با یه دلهره یا شایدم ترس یا هر حالتی که معمولا مانع از ادامه ی لذت میشه عوض کنه !!!
پس به این نتیجه میرسیم که سوالو فقط میشه با یه جواب منطقی پاسخ داد و حتما باید جوابی براش پیدا کرد
چون بی خیال نمیشه نا مسلمون....!!! ![]()
حالا میرسیم به اونجا که چه جوابی میتونه باعث حل شدن موضوع حداقل برای خودمون بشه .. البته دیده شده که طرف بعد از مدتها به جواب خودش شک کرده و کلا جوابو از ذهن مبارکش پاک کرده و دوباره شده همون سوال اول داستان و باز هم دیده شده که طرف خودشو میزنه به اون راه و تا سر و کله سواله پیدا میشه خودشو مشغول میکنه و انگار نه انگار ....!! خب البته میشه جواب بده ولی مثل داروی بی حسی موضعیه این حرکت و بالاخره تو یه جایی تو یه سنی تو یه موقعیتی بر میگرده و حالتونو میگیره.
مثلا به یه نمونه ساده از این سوالا میشه بیشتر درک کنید موضوعو :
طرف بعد گرفتن لیسانس بعد چهار سال زحمت و تلاش (الکی مثلا) تونسته مدرکشو بگیره و با این امید که الان همه بیرون منتظر استخدامش هستن با خوشحالی منتظر گرفتن مدرکش از دانشگاهه و کل دبیرخونرو کچل میکنه که آقا مدرکم چی شد بدین دیگههههه !!!
ولی خب مسئولین محترم که میدونن بیرون از دانشگاه چه خبره عجله ای برای این موضوع ندارن !!
حالا طرف مدرکشو گرفته ولی میبینه بیرون نه استخدامی هست نه اینکه مدرکش به کارش میاد و کلا باید دونسته هاشو فراموش کنه و دوباره شروع کنه به مطالعه ولی اینبار چیزایی که میشه باهاش کار کردو پول در آورد نه درسای دانشگاهی !!!!
و در حین این تلاشا این سوال میاد تو ذهنش که من چرا وقتمو برای این مدرک تلف کردم و دقیقا همینجا اون حرکت دوست داشتنیو میزنه که بره یه گوشی یا وسیله جدید بخره تا یه هیجانی به زندگیش بده البته باز هم دیده شده که طرف به فکر ازدواج میوفته تا با همسر محترمش که معمولا ایشون هم تحصیل کرده هستن بشینن دونفری نون و عشق بخورن و به این موضوع فکر کنیم که البته بگذریم از اینکه ماجرا به یه بچه کاکل زری ختم میشه .!!!!
و از اونجا به بعد دوتا سوال میاد تو ذهن این دونفر (والدین محترم !!!) :
1 - من چرا ازدواج کردم (سوال تکی)
2 - ما چرا ازدواج کردیم (سوال دو نفره)
خب اینجا میشه به این نکته پی برد که اگه از همون اول دنبال جواب برای سوال اول باشیم لازم نیست سوالات بیشتر و پیچیده تری رو جواب بدیم !!!
که البته بعضیا با آوردن بچه دوم و سوم و............ همیشه جوابایی تو آستین دارن
موفق پیروز باشید
خدا عاقبت همرو ختم بخیر که ......اللهم صل علی محمد و آل محمد



